یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی
سینهی مشروح تویی پر در اسرار مرا
نور تویی سور تویی دولت منصور تویی
مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی زهر تویی خسته به منقار مرا
حجرهی خورشید تویی خانهی ناهید تویی
روضهی امید تویی راه ده ای یار مرا
روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی
آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا
دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی
پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا
چند نکته رو که شاید خالی از لطف نباشه برای همیشه مهربانان بازگو میکنم:
۱) زمان حال٬ مهمترین بخش زندگی ماست
۲) طولانیترین راهها٬ با اولین قدم آغاز میشود.
۳) برای یک قلب قوی و صبور٬ همه چیز ممکن است.
۴) اگر زمان را تباه کنید٬ بعدها زمان شما را تباه میکند.
۵) نبوغ چیزی نیست٬ مگر استعداد فراوان در صبر و شکیبایی.
۶) شریفترین دلها٬ دلیست که در اندیشهی آزار کسان نباشد.
۷) کسی بیشترین قدرت را دارد که خویشتن را در اختیار خود دارد.
۸) مهم نیست که سرنگون شوید٬ مهم آنست که دوباره به پا خیزید.
۹) پربارترین گنج زندگی٬ قلبی عاشق است که با همه در آرامش باشد.
۱۰) پیوند عشق حقیقی حتی به مرگ گسیخته نمیشود٬ چه رسد به دوری.
۱۱) قانون عشق٬ قانون ایثار است. اگر پیرو عشق هستید٬ آمادهی ایثار باشید.
۱۲) اعتراف به نقص و تلاش برای برطرف نمودن آن٬ ضعف نیست بلکه قدرت است.
۱۳) اگر در مخمصه گیر کرده باشیم٬همیشه راهی برای دگرگون کردن اوضاع هست.
۱۴) در زندگی شکست مفهومی ندارد و مادامی که از چیزی درسی گرفته باشیم موفق خواهیم بود.
۱۵) تواناییهای ما باعث پیشرفت ما نخواهند شد؛ مسالهی مهم غلبه بر ناتوانیهاست٬ چون ما با آنها زندگی میکنیم.
مراقب خودتون باشین
نیوشای سخن
شنبه 8 اسفندماه سال 1383 ساعت 11:45 ب.ظ
درود به دوستان و همدلان و همراهان همیشه عاشق از اینکه نتونستم زودتر از این در خدمت شما نازنینان باشم٬ پوزش میخوام. گفته بودم خدمت عزیزان که مدتیست با بازیهای کودکانهی جسم دست به گریبانم که این نیز یکی از موهبت های حضرت دوست میباشد و این بار باز سعادتی شد تا برای یادآوری زیباییهایی که هر یک از ما در آن نقشی به عهدهداریم٬ خدمت برسم. ضمنا از شباهنگ بسیار بسیار عزیزم این بانوی آسمونی و همچنین ساهیک مهربان که بیادم بودن صمیمانه قدردان و سپاگذارم:
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
عشق را میستایم: که پلی بین و من و شما گشوده و «ما» را به نگارش درآورده یعنی اتحاد٬ یعنی اخلاص٬ یعنی عدالت!
عشق را میستایم: که نگفتنیها را به قلم نیامدنیها آشکار میکند.
عشق را میستایم: که همهی خوشیها٬ سرورها٬ سعادتها و بودنهاست.
سرچشمهی تمامی خلقت آگاهی خالصه. استعداد ذاتی خالص که میخواد از نامشهود به شهود بدل بشه. و در این زمان که درمیابیم « خود حقیقی » ما استعداد ذاتی خالصه٬ با قدرتی همطراز میشیم که همه چیز رو در هستی آشکار میکنه.
نخستین قانون معنوی موفقیت قانون استعداد ذاتی خالصه. این قانون بر اساس این واقعیت قرار داره که ما در وضعیت ذاتی خود چیزی نیستیم جز آگاهی خالص. آگاهی خالص یعنی میدان همهی امور امکان پذیر و خلاقیت لایتناهی. آگاهی خالص یعنی جوهر معنوی وجود ما٬ نامحدود و بیمرز بودن و شعف و شادمانی خالص. از دیگر ویژگیهای دیگهی آگاهی: دانش خالص٬ سکوت لایتناهی٬ توازن کامل٬ شکست ناپذیری٬ سادگی و سروره.
این طبیعت ذاتی ماست. طبیعت ذاتی استعداد نهانی و ذاتی خالص که اگه دستیابی به طبیعت ذاتی رو بیاموزیم٬ به راستی توانایی تحقق هر آرزویی رو ممکن خواهیم ساخت. زیرا ما آن امر امکان پذیر ابدی٬ اون استعداد ذاتی نهانی غیر قابل سنجش- از همهی آنچه بوده و هست و خواهد بود- در خویش خواهیم داشت. در بن این گوناگونی بینهایت حیات٬ وحدت آن یگانه معنویت نافذ قرار داره. میان ما و این میدان انرژی جدایی وجود نداره. میدان استعداد ذاتی خالص همان خود ماست و هر چه طبیعت حقیقی خود رو فزونتر بیازماییم به این میدان نزدیکتر خواهیم بود.
امیدوارم همچون باد رها و همچون رود پویا باشید.
نیوشای سخن
جمعه 7 اسفندماه سال 1383 ساعت 05:43 ب.ظ
به نام نامی عشق
نازنینان قبل از هر سخن سپاسم رو پذیرا باشین بخاطر همراهیتون که گل واژهها و نظرات و انتقادات شما گرامییان بزرگترین راهگشا و راهنماست.
عشق را میتوان هم به خورشید و هم به ماه تشبیه کرد.
خورشید :عشق در ابتدا به مانند خورشید نماد گرمی و پر شوریست. وقتی که عشق در درون انسان پا میگذاره٬ زندگی٬ شور٬ اشتیاق٬ ماجرا جویی در رگهای انسان شروع به پویایی مکنه. انسان احساسی متفاوت نسبت به گذشته پیدا کرده و انرژی وصف ناپذیری در خویش هویدا میبینه. عشقی گرم که منتشر میکنه و منتشر میشه.
ماه: ماه نماد عشقی سرد و احساسیست. بله سرد اما احساسی شگرف در خویش نهفته داره. این بعد کاملا متفاوت از عشق خورشیدیست. سرد٬ پر آرامش و سرشار از سکوت.
بسیاری از انسانها خواهان عشقی متین و ملایم هستن اما برای دستیابی به چنین حسی باید عشق خورشیدی رو پشت سرگذاشت و از وادی اون گذشت. اگه عشقی پر حرارت٬ تجربه نشه٬ تجربهی عشقی پر آرامش عملا غیر ممکنه. بنابراین خورشید٬ سکوی پرش برای دست یافتن به نیروی ماهه و کسانی که به خورشید نرسیدن٬ هرگز به ماه دست نخواهن یافت.
باید پلی بود بین این دو. ابتدا باید خورشیدوار زیست؛ گرم و پر شور و پر حرارت و ماجرا جو و به دل دریای حوادث شتافت و سپس بازگشت. بازگشت از سفر تنها زمانی آغاز میشه که تجلیات عشق سوزان خورشید تجربه شده باشه و فرد در عشق شعله ور شده و در دیگری متولد گشته باشه. در حقیقت در خورشید خود را سوزانده و دیگری رو متجلی ساخته در این حال دست افشان و سرمست با رهآوردی از سوختن من و رسیدن به تو به سکوت و آرامشی اهورایی خواهد رسید.
عشقی که در خنکا سایه دارد.
بنابراین٬ ابتدا باید در آتش عشق پرتاب شد٬ تا آنگاه٬ آتش گلستان شود.
عشقتون افزون
نیوشای سخن
یکشنبه 2 اسفندماه سال 1383 ساعت 02:21 ب.ظ